|
من همه "ايسم"هارو نقد مي كنم حتي پست مدرنيسم نقاد رو
|

مدت های مدیدی بود که نظام اسلامی را به استفاده ابزاری از دین و سوء استفاده از احساس دینی
مردم متهم می کردند که البته این ادعا به قدری مضحک بود که غیر از معاندین که خودشان باشند
کسی این مزخرفات را گوش نمی کرد.
صحبت کردن از شهدا را سنگر گرفتن پشت شهدا و دفاع مقدس می خواندند و محترم شمردن ایام عزیز
رابهانه ای برای عزیز کردن خود در دل مردم مسلمان می نامیدند.
انگار به غیر از کسانی که به مقدسات توهین می کنند و آنها را به باد انتقاد و افترا می گیرند باقیه افراد
قصد استفاده ابزاری از دین را دارند(و با این تعریف تنها آقایون مخالف نظام و برادران دوم خردادی
بودند که قصد استفاده ابزاری از دین را نداشتند!
)
الحمدلله که پرده ها بر افتاد و بی اعتباری حرف هایشان برای خودشان بیش از پیش ثابت شد.
به سه ماه قبل و دوران انتخابات بر می گردیم.
برادر میر حسین کاندیدای ریاست جمهوری شده بود.پس از سالها عکس امام را با کسی می دیدیم که
به استناد نامه آخر امام به ایشان با این مضمون که "اگر نبود خدمات جناب عالی در دوران جنگ همچون
منافقین با شما بر خورد می کردم و شما را دادگاهی می کردم".
ایشان به استفاده ابزاری از عکس امام(نه راه امام ) پرداختند .ای کاش هر چند منافقانه قدری هم اظهار
به پیروی از راه امام می کرد.
بله ایشان کسی بود که در همه سالهای توهین به امام و اندیشه هایشان سکوت نامبارکی را
اختیار نموده بود و حال در عرض یک روز مدافع سر سخت امام شده بود و با این گارد در مقابل رهبری و
بسیجی قرار گرفت که در تمام این سالها مدافع واقعی حضرت امام و پیرو ایشان بودند (که دلیل دشمنی
بسیاری از اصلاح طلبان با رهبری به گفته خودشان همین موضوع بود).
به دلیل عزیز و محترم شمردن آقا اباعبدالله الحسین و شرکت در هیئات هفتگی مذهبیون و بسیجیان را
به تمسخر می گرفتند.یادمان نرفته در روزنامه هایتان چقدر به نقد و توهین به عاشورا و حادثه کربلا
پرداختید.یادمان نرفته که محرم را نماد خشونت طلبی می نامیدید!و حال شال سبز رنگ سیدی امام
حسین(ع) را نماد مبارزه با نظام اسلامی کرده بودند.چند نفر از شما این پارچه ها را در حالی در دست
دختران و پسران معلوم الحال دیدید که از مستی به درستی قادر به تکلم کردن نبودند؟چند نفر از شما
این پارچه های سبز را که از دیرزمانی نشانه معنویت و تبرک بود را در حالی دیدید که به قلاده و دم های
سگهای طرفدار ایشان گره خورده بود؟ (یا شاید هم خود این معاندین بودند که البته چشم برزخی شما
باز شده بود و ایشان را به شکل سگ می دیدید؟!)
و باز هم این شما بودید که از اخلاق سیاسی دم زدید و دولت و رئیس جمهور وقت را به دروغ گویی متهم
کردید .یادتان هست که در مناظره تلویزیونی با یکی از هم پالگی های خودتان که شخصی به نام کروبی
نام داشت! به کرات گفتید:آی مردم این چیز(رئیس جمهور وقت) دوروخ(دروغ)میگه؟حال با چه رویی و با
چه وجدانی شایعه تقلب در انتخابات را که خودتان بهتر از همه می دانستید چرندیاتی بیش نیست را با
وقاهت تمام تبلیغ کردید؟با کدام منطق با خانواده های دختران فراری تماس گرفتید و به ایشان توصیه
کردید که برای فرزند خود مجلس ختم بگیرند و خودتان نیز برای بهره برداری سیاسی از این فتنه در آن
حضور پیدا می کردید؟یا در فیلم تبلیغاتی خود از یک بازیگر تئاتر مازندرانی برای بر انگیختن احساسات
مردم استفاده کردید؟آیا اینها بی اخلاقی و دروغ گویی نیست؟
وقتی رقیبتان آقای احمدی نژاد(که البته من هیچگونه تعصبی نسبت به ایشان ندارم و فقط ایشان را به
نسبت آدم خوبی می دانم) صحبت های خود را با ذکر و یاد آقا امام زمان(عج) شروع می کردند ایشان را
به خرافه پرستی متهم کردید ولی برای رای آوردن خودتان به انواع و اقسام شیوه های رایج و غیر رایج
توسل روی آوردید!

و برای مقابله با نظام اسلامی به گونه ای بسیار منافقانه که نشانه اوج دو رویی و خباثت شما بود به
ندای مقدس الله اکبر حمله کرده و آن را هم به اسارت بردید.

شرکت در نماز جمعه را چطور؟
فکر کنم که ابنیکی را به خوبی به یاد داشته باشید.
سالها بود که در سایت ها و دروغنامه( شما بخوانید روزنامه!)هایتان به دلیل اینکه در نماز جمعه مسائل
سیاسی مطرح می گردد و این با روح سکولاریسم در تضاد است حمله ور می شدید و می گفتید نباید
در نماز جمعه که یک عمل عبادی است کار های سیاسی صورت بگیرد ولی خیلی اتفاقی! در نماز
جمعه ای به امامت آقای الف.ه طرفداران خود را برای بهره برداری سیاسی به نماز فرستادید!

روز قدس را هم برایتان بگویم یا...
به خود می بالم که اگر طریقتی را میروم نه همچون دیگران منافقانه و ریا کارانه که صادقانه میروم
مرگ بر منافق دروغگو!
به نقل از شهد مشهود

روزنامه "ديلي تلگراف" چاپ لندن در شماره هفته گذشته خود نوشت: خريد خيار
براي زنان عراقي ممنوع شده است. اين حکم توسط يک مفتي وابسته به القاعده صادر شده و زنان را از خريدن خيار منع کرده و استدلال وي نيز مردانه بودن آن است!
صدور چنين فتواهايي از جانب برخي مفتي هاي افراطي پيش از اين نيز ديده شده است. در يکي از مواردي که خبرگزاري رويترز به آن پرداخته نيروهاي شبکه القاعده بزهاي
ماده را به دليل مؤنث بودن به قتل مي رسانده اند. براي جلوگيري از اين اقدام حکم مفتي بر اين قرار گرفته که براي اين حيوانات نوعي پوشش تهيه شود تا از پيش آمدن چنين حالتي جلوگيري بنمايد.

در آوريل سال 2007 خبرنگار آسوشيتد پرس گزارش داد شبکه القاعده در شهر بعقوبه عراق قرار گرفتن جعبه ها و ظروف حاوي گوجه فرنگي
را در کنار ظروف خيار
ممنوع کرده و ميوه فروشان ملزم شده اند چنين دستوري را اجرا نمايند.

اين گزارشها نشانگر اوج افراط گرايي و اجبار براي نشان دادن آن در شئونات زندگي از سوي وابستگان به شبکه القاعده است. خبرهاي چنين اقداماتي که امروز با نام شبکه القاعده در رسانه هاي غربي منتشر شده و به اسلام منتسب مي شود به روايتهايي مضحک در مورد القاعده تبديل شده است، با اين حال نوک پيکان تمام چنين تبليغاتي مسلمانان هستند که در بيشتر کشورهاي غربي با نام تروريست و خشونت طلب از آنان ياد مي شود.
به نقل از شیعه آنلاین
همیشه وقتی کمی محاسن و موهایم بلند می شد داداش کوچیکه می گفت حاجی موهات بلند شده یه سر به سلمونی بزن و کوتاه شون کن.
اوایل سال ۷۶ بود که مجبور شدم به خاطر ماموریتی که پیش اومده بود به آبادان برم.هوا خیلی گرم بود.ولی من که تازه مهندس شرکت نفت شده بودم برای اثبات خودم با کله رفتم.
آبادان...
جایی که بهارش یعنی تابستون و تابستونش یعنی تابستون ساعت ۲ بعد از ظهر زیر آفتاب تو صف نونوایی!
کار سخت بود.روزهای اول سعی می کردم ظاهر خودم رو حفظ کنم.موهام رو شونه کنم و به محاسنم عطر بزنم.
ولی از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون گرمای ۶۰ درجه آبادان دل و دماغ برا هیچ خوش تیپی باقی نمی زاره مگر بچه آبادان!
(مخلص همه بچه خوش تیپ های آبادانی)
کم کم دیگه خودم رو هم فراموش کرده بودم صبح موقع رفتن به سر کار دستی لای موهام می کشیدم و با انگشتام موهام رو که دیگه داشتن بد قواره می شدن رو شونه می کردم.
البته چند باری اونجا موهام رو کوتاه کردم ولی این اواخر خیلی ضایع شده بود.
به لطف خدا با شروع پاییز و خنگ شدن هوا ما هم به وطن برگشتیم!
پاییز ۷۶ بود.با موها و محاسن بلند و نا مرتب. موهام با هر بادی طریقی بر می گزید.تقریبا چیزی شبیه به دراویش!
چند روز اول که خیلی عزیز بودم.هر چی باشه بعد از ۶ ماه بر گشته بودم .با اینکه تا لنگ ظهر می خوابیدم ولی با این حال با لقد طیب(لقب آقامه) بیدار نمی شدم!
به همین دلیل بود که کسی و مخصوصا داداشم چیزی در مورد سر و وضعم نمی گفت
.ولی روز سوم بود که دل رو به دریا زد.
گفت حاجی موهات بلند شده.یه جوون مومن باید از هر لحاظ نمونه باشه .موهات رو اصلاح کن
گفتم کوتاه کنم؟ گفت آره دیگه دارم می گم دیگه موهات به اصلاح احتیاج داره.برو اصلاح کن.
من هم به شوخی گفتم چشم.
پس پیش به سوی اصلاحات!
سر کوچمون از خرداد ماه یک آرایشگاه مردانه باز شده بود.به آرایشگاه که رسیدم دیدم تقریبا مشتری تو مغازه نیست.تنها مشتری مغازه خودم بودم. احساس کردم صاحب مغازه از اینکه یه جوان مذهبی وارد مغازه شده بود خیلی خوشش نیومد.قصد تهمت نداشتم ولی رفتار و قیافش شبه ساواکی های قبل انقلاب بود.
گفتم آقا ببخشید می خوام مو هام رو کوتاه ... که حرفم رو با عصبانیت قطع کرد و گفت"می خوای موهات رو اصلاح کنی؟"کفتم بله .اون هم به شاگرد مغازه گفت "پسر رو موهای آقا اصلاحات لازم رو انجام بده!".
اصلاحات! که شروع شد طبق عادتی که از بچگی داشتم خوابم برد.انگار عادت نداشتم غیر از خودم کسی به موهام دست بزنه!
بعد از حدود ۱ ساعت از خواب بیدار شدم و خودم رو توی آیینه دیدم.
یا اباالفضل العباس!
چیزی رو که می دیدم رو نمی تونستم به راحتی قبول کنم.فکر می کردم خواب می بینم.به خودم التماس می کردم که حاجی تورو خدا خواب باش!!
ولی انگار متاسفانه بیدار بودم و چیزی که می دیدیم واقعیت داشت.
شاگرد اصلاح گر آرایشگاه محاسنم رو نصفه و نیمه زده بود.بهتر بگم هر جا رو که حال کرده بود زده بود و هر جا رو که حال نکرده بود گزاشته بود.موهام رو هم به طرز نا مرتبی به هم ریخته بود و بهش نمی دونم چسب چی چی زده بود. ای وای از ابروهای مردونم.شبیه ابروی عمه فرح شده بود تو شب عروسیش!!!

یک نگاه تو آیینه به خودم انداختم یک نگاه به صااحب اصلاحات ببخشید صاحب آرایشگاه و یک نگاه به شاگردش.
احساس می کردم کله ام یخ کرده انگار دیگه خون به مغزم نمی رسید.چشمام تار شده بود.یک لحظه احساس کردم دارم سکته می زنم.از ترس سکته مجبور شدم داد بزنم !
چی کار کردی نامرد.این چه وضعشه؟
گفت خوب اصلاحات کردم دیگه اصلاحات یعنی همین!
گفتم آخه بی انصاف این چه جور اصلاحاتیه؟آخه من جواب خنده دوست و آشنا رو چی
بدم؟آخه بی مرام این چه کاری بود که با من کردی؟من گفتم موهام رو می خوام اصلاح
کنم.گفتم موهام به کمی اصلاحات احتیاج داره اما نه این جور اصلاحات.آخه این چه جور
اصلاحاتیه؟من اصلا منظورم این جور اصلاحات نبود.اصلاح مورد نظر من اصلاح به سوی بهتر
شدن بود نه اصلاح به سوی بدتر شدن.اصلا این اسمش اصلاحات نیست.اسمش افساداته.این
ابتذاله.منظور من از اصلاحات این بود که کج و کولگی های مو هام و محاسنم رو بگیری نه این
که صافی هاش رو هم کج و کوله کنی!!
مگه کسی گوشش به این حرف ها بده کار بود.دور هم که دور این جور اصلاحات بود.خلاصه هم کتکه رو خوردم.هم پولم از جیبم رفت و هم آبروم همه جا و پیش همه رفت!!
از اون روز به بعد بود که وقتی می دیدم کسی می خواد موهاش رو کوتاه یا اصلاح کنه بهش می گفتم تورو خدا مواظب اصلاح باش.ببین چه جور اصلاحی قراره روی موهات انجام بدن؟حاج حسین رو کفن کنی موقع اصلاح خیلی مواظب باش اگه دیدی وسط کار داره منحرف میشه بهش اختار بده اگه دیدی اعتنایی نکرد از زیر دستش بلند شو و از ادامه افساداتش جلو گیری کن.بهش می گم که یک بار این بلا سر من اومده.بهش میگم ببینه طرف سابقه این جور اصلاحات رو نداشته باشه و از این جور حرف ها...
هنوز هم که هنوزه داداش کوچیکه و بعضی از دوستام برای اینکه دستم بندازن می گن حاجی موهات رو نمی خوای اصلاح کنی؟باور کن به کمی اصلاحات احتیاج داری !![]()
من هم خجالت زده میگم.بابا اصلا من غلط کردم.اگر اصلاحات اینه ما نخواستیم.ما عطاش رو به لقاش بخشیدیم.اصلاحات بمونه برای اهلش!
حاج حسین
۸۸/۱/۳۱
آری؟
مردمان غیور غزه به اسرائیلیان میخندند
میخندند زیرا اسرائیل با تمام قدرت پوشالی خود به زانو در آمده

در درسهایمان میخوانیم جنگ تمام عیار جنگ های جهانی بوده اند
میخوانیم جنگهای کلان جنگ بین دو قدرت کلان است
میخوانیم ابر قدرت ها همیشه ابر قدرتند مگر خلافش ثابت شود !!!![]()
ولی امروز با جنگ رشیدانه ی مردم غزه میبینیم که خلافش ثابت شد !!!
میبینیم آن چیزکه همیشه گیست رشادت است
شهامت است شجاعت است و ............شهادت است
ولی ازهمین ابر قدرت ها سوالی دارم ؟
اگر توپ و تانک نداشتید و این جنگ در خاک خودتان بود چند روز دوام میاوردید ؟
فکر می کنید چقدر در خاک خود مشروییت دارید
آیا توان مقاومت ۲۳ روزه دارید؟
آن روز علاوه بر غزه جهانیان به شما میخندند
هم به شما و هم به تفکراته غلط شما
ای کاش مردم غزه سالها پیش در دهان شما میزدند
به فضل الهی پیروزی بزرگ نزدیک است


المائدة 82 جزء = 7 حزب= 13
لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ
يقيناً سرسخت ترين مردم را در كينه و دشمنى نسبت به مؤمنان ، يهوديان و مشركان
خواهى يافت .
غزه در آتش و خون است
مدعیان حقوق بشر کماکان مشغول دفاع از حقوق بشر همجنس بازان و
جاسوسان خود فروخته هستند
همونهایی که جایزه صلح نوبل رو در اضای فروش وطن خریدند.
همان هایی که حقوق بشر انقدر برایشان مهم است که برای نجات یک
سگ توله ولگرد از وسط جاده به وی جایزه و مدال شجاعت میدهند.
همان هایی که به خاطر تبدیل اعدام یک نفر به حبس جایزه نوبل صلح
می گیرند.
مرا با اجنبی ها کاری نیست که میدانم فرزند استعمارند و بس.
با شما هستم خانم شیرین عبادی!
شما که داعیه دفاع از حقوق زنان و کودکان خرخرتون رو میجود
با شمایی که حتی همجنس بازان هم از دفاع های شما در دادگاه لاهه
بی نسیب نیستند
آیا هزاران هزار زن و کودک فلسطینی دفاع بردار نیستند؟
درست است که آنها به دلیل سوء تغزیه دچار کم خونی هستند ولی
اینقدر ها هم خون کمرنگ تری از آنان ندارند!
یا شاید هم آنها بشر نیستند که مورد دفاع دیده بانان حقوق بشر
باشند.
مرگ بر آن آزادی که شما از آن دم میزنید
مرگ بر حقوق بشر شما
مرگ بر دموکراسی شما
مرگ بر خود شما
حاج حسین
۱۵/۱۰/۸۷


:محال است ایران که ویران شود..........کنام پلنگان و شیران شود.

به قول آقا «اونهایی که فرش قرمز زیر بقلشونه تا جلوی پای آمریکا پهن کنن»از همین الان ببینن که مردم بهشون رای نخواهند داد.

انشاالله حضور پر شور ملت غیور ایران در انتخابات تیر خلاصی باشد بر پیکر نیمه جان دشمنان این مرز پر گوهر.

![]()
متن کامل سخنرانی دکتر احمدی نژاد
در
ادامه مطلب 
فریب خوردم. خودم کردم که لعنت بر باعث و بانی اش باد.سید بود و خوش لباس.امامه مشکی با هیبت سیدی، جلوه فریبنده وغلط اندازی به او داده بود.یادتان هست با چه شعاری تو را انتخاب کردم؟"سلام بر سه سید فاطمی خمینی و خامنه ای ، خاتمی"می گفتند پدر بزرگوارتان اهل دل بود و رضوان.گفتم هر چی باشه آیت ا… زادست و کج نمی ره.
زیبا می خندیدی و دست دوستی دراز کرده بودی، با یک بقل گل یاس.
با خودم گفتم از جنس خودمه.

چه محاسن زیبایی داشتی با دو خط سیاه تا زیر چانه.راستی آقای رئیس جمهور سابق،میگن رنگ ریش،ببخشید رنگ موی کادوس سلکتا موندگاری خوبی داره و خیلی طبیعی به نظر میرسه!
و چه زود صحنه عوض شد. شعار ها همه رنگ باخت.
"دموکراسی بر دین ارجعیت دارد"باورم نمیشد این جمله بی معنی و سخیف رو شما گفته باشین.یادم نیست ،این جمله رو کجا شنیده بودم؟آهان رادیو اسراییل بود. یه بار هم آقای بوش تو سخنرانیش این رو گفته بود.ولی درست یادم نیست اول شما گفتید یا اون!!
.باز هم باور کردنی نبود. این تصویر و فیلم 6 دقیقه ای شما بود حضرت والا که داشتی با همون لبخند زیبا و ملیح دستان گرم دخترکان نیمه برهنه ایتالیایی رومیفشردین(پیدا کنید دلیل سفر های متعدد خارجی جناب رئیس جمهور سابق رو!)
ای داد که اون نماز جماعتی رو که به شما اقتدا کرده بودم رو باید قضا کنم.
بزرگترین و تنها افتخار 8 سال حکومت شما،رای 22 میلیونیتون بود.مردمی که به امید بهبود شرایط سالهای بعد از جنگ به شما رای داده بودند تا مرهمی بر سینه پر دردشون باشی،و یادم نمیره که چه بی شرمانه و نا سپاسانه دوستان شما اونها رو به لشکر قابلمه به دست تشبه کردند.همونهایی که اگر از حمایت بی دریغ شما یار گرامی بر خوردار نبودند آمار فساد مالی،اخلاقی،قاچاق کالا،ارض،مخدر و انسان کاهش چشم گیری پیدا میکرد
مسئولین مردمی و عدالت پیشه رو به پوپولیسم و مردم فریبی متهم مکنین در حالی شخص شخیصتان دوره راه افتاده ، قول می دهید و رای گدایی می کنین.راستی دیگه تو دانشگاه تهران گریه نمی کنین؟!مرد که گریه نمی کنه.مرد به دخترا هم دست نمیده!
گفته بودید می خواهید درهای دنیا رو به روی ایران باز کنین،ولی در های ایرن رو به روی دنیا باز کردین!
آقای دکترای افتخاری خاتمی!بزرگترین دست آورد شما در پرونده هسته ای تعلیق 2 ساله تمام برنامه های هسته ای حتی آزمایشگاهی (ابهام زدایی !)بود. از اون مزحک تر بسته پیشنهادی اروپا به ایران بود که در آن اروپا متعهد! شده بود در قبال تعلیق 15 ساله! درست خوندید 15 ساله هسته ای به ایران با منت بال هواپیما اون هم فقط مسافربری فروخته شه!!!و اگر نبود ایستادگی رهبر معظم انقلاب و حمایت های بی دریغ مردمی روی عهد نامه های ننگین ترکمنچای و گلستان وجناب اعلا حضرت ناصر الدین شاه رو سفید میکردین!
اسمش رو هم گذاشته بودین دیپلماسی لبخند.لبخند به غارتگران قسم خورده این مرز و بوم.همونهایی که وقتی یه کمی روی خوش دیدن کاپیتولاسیون رو به ما تحمیل کردن.اونهایی که اومده بودن که نه مال شما،بلکه مال ملت ایران رو چپاول کنند(و شاید به همین خاطر شما مخالفتی نکردین!)و چه زیبا بدانها لبخند زدید تا بار دیگر از سوی آنها به عنوان سفیرعشق،لبخند و مرد دیپلماسی لقب بگیرین!

ممد آقا ما انقلاب کردیم که عزت داشته باشیم و استقلال.چه قدر حواس پرتم من.جواب خودم رو خودم دادم.همون جوری که خودم گفتم -ما-!انقلاب کردیم!
چه دموکراتیک اجازه دادین که جاسوسان هسته ای از منطقه نظامی-موشکی پارچین دیدن و نمونه بر داری!کنند.
جالبتر اینکه الان که دولت نهم عزتمندانه پی گیر حق مسلم ملت ایران و نسلهای آینده شده شما فناوری هسته ای رو بی اهمیت،خطرناک،مضر برای محیط زیست! پر هزینه و بی فایده می خوانید.
چقدر عجیب!سخنگوی اسراییل هم همینها رو میگفت!
رشد فزاینده و خجالت آور جاسوسان هسته ای از دیگر شاهکارهای جناب آلی! در دوران استبدادتان است.نگویید در جریان نبودید که خنده ام می گیرد.حتی حالا که اتهام جاسوسی موسویان محرز شده، شما و دوستانتان به حمایت از او پرداخته و او را تا حد قدیسی پاک بالا برده و خواهان محاکمه شاکیان این پرونده (ملت ایران.ریاست جمهوری و وزارت اطلاعات)هستید.
چه تصادفی تمام وزنامه های زنجیره ای وابسته به جناب آلی!پس از دستگیری شهرام جزایری بزرگترین مفسد اقتصادی بعد از انقلاب،به طور هماهنگ به تطهیر و رفع اتهام از او پرداختند.
نه این یکی رو باور نمی کنم،حتما َ کاملا اتفاقی بوده وگرنه صدقه 500 میلیونی شهرام خان به رئیس مجلسِِِِِِِ ِدوم ِدوم خردادی شما کاملا از سر صداقت و قربتا ًالی ا… بوده است.

شعار مردم سالاری دادید.آقای رئیس جمهور سابق،از کمر درد مردیم آنقدر سواری دادیم ما مَردم.1
از گفتگو صحبت کردید و چه زیبا گفتید 8 سال تمام.اما هرگز نخواستید بشنوید صدای ناله آن مرد روستایی را که در این 8 سال به اندازه 20 سال پیر تر شده بود.صدای هق دهق گریه آن دختر شهیدی که به خاطر نا امن شدن جامعه و دوری مدرسه تا محل سکونت محقر خانواده خود در جنوب شهر برای پاک ماندن،خود را از حق تحصیل که تنها شانس برای پیشرفتش بود ،محروم کرد.باز هم گفتید و نشنیدید صدای مخالفانتان را.بی چاره هابا خودشان می گفتند خوب اشکالی نداره ما هم حرف خودمون رو می زنیم.از بی عدالتی از ترویج بی بند و باری از فساد دولت مردان و… می گوییم.اما آنان بارها از گفته خود پشیمان شدند.چرا که شما آنان رو به تحجروخشونت متهم کردید.
(آدم باشید وگر نه میدم بیرونتون کنن)!این جمله شما بو د آقای گفتگو،در مقابل اعتراضات دانشجویان به 8 سال تبعیض،فساد و استبداد.به به چه روحیه دموکراتیکی.
سقوط کریم.
در فرهنگ.فرهنگی که با پسوند زیبای" اسلامی" سالها بدان میبالیدیم و آن را ثمره خون شهدا و انقلاب می دانستیم.آمار تکان دهنده و وحشتناک تجاوز به زنان و دختران که به دلایلی!هرگز منتشر نشد دلیل این ادعاست.

سقوط کردیم.
در اعتقاداتمان.یادمان نمی رود در زمان سلطنت جناب آلی! بود که با جریان سازی های خود درون دانشگاه جوی را پدید آوردید که حتی با دفن کردن شهدای گمنام در دانشگاه شریف مخالفت کردند.اونها می گفتند :"دانشگاه قبرستون نیست".
این برادر شما ،حامی سینه چاک شما بود که هر روز در سخن رانی هاش میگفت:"اسلام با حقوق بشر مخالف است"!!!پدر بزرگوارتان آیت ا... بود هم او که هر دو شما رو ازورود به سیاست منع کرده بود.آیا از ایشان نشنیدید که پیامبران جز ادای حق الناس(به قول شما غربی ها،حقوق بشر!)وظیفه دیگری نداشتند؟ویا این جمله سخیف که حماقت و حمارت! گوینده را میرساند که:"مساجد جای جوانان کم هوش،کم خرد و بی استعداد است که قدرت استدلال ندارن"!!! و چه اتفاقی او هم از دوستان و حامیان شما(و شاید تحت حایت شما)بود!
اما در عوض رشد کردیم.
در فساد مالی-دولتی،ناهنجاریهای اجتماعی-اخلاقی،در بی بندو باریهای جنسی ، در قاچاق بنزین،ارض،کالا،انسان(قاچاق دخترانمان به دبی)و مواد مرگ بار مخدر به واسطه وابستگانتان(رجوع شود به علل رد صلاحیت های مجلس هفتم!).دیگر جای جای شهرهای شهید پرورمان،اتوپیایی شده برای دزدان ناموس و هرزه هایی که فقط و فقط به واسطه آزادیهای مدنی(و بدنی!)که شما به دشمنان آزادگی تقدیم نمودین.دگماتیست هایی که آزادی رو فقط در برهنگی و وانهادگی میل جنسی و احیانا در دست دادن با دخترکان نیمه برهنه ایتالیایی !!! می دیدند!!!
چه زیبا گفت استاد بزرگوار مطهری که:"اگر تمدن در برهنگیست حیوانات از ما متمدن ترند!استاد جایتان واقعا خالیست!
چند وقت پیش یک جانباز شیمیایی رو دیدم که به شدت سرفه می کرد،چنان که گویی نفس های آخرش رو میکشید.درست در کنار او دخترکی 30 ساله! و نیمه برهنه سر خوش از داشتن رئیس جمهوری چنین دموکراتیک و البته اهل حال!نشسته بود.جوانی متاثر از این صحنه از او پرسید تو واقعلا به خاطر این(اشاره به دخترک)جنگیدی؟و من آن موقع فهمیدم مسبب آن حلقه اشکی که در چشمان او نقش بسته بود کیست.
آقای رئیس جمهورسابق،در پایان می خواهم جواب آن معمایی رو که طرح کرده بودم رو خودم بدم.هر چند زیاد سخت نیست.
دلیل سفرهای متعدد خارجی شما شاید! این بوده که...
شما به رئیس جمهور خرده گرفتید که سفر های استانی ،پول بیت المال رو به هدر میده.با توجه به ضروری بودن ،کم هزینه بودن(البته نسبت به سفر های خارجی جناب آلی !)این سفرها و اینکه این سفرها در داخل انجام میشود نه در دور ترین نقاط دنیا ،این خرج اسراف نیست.
اسراف آن سفر های خارجی شما بود که با همراهی حد اقل 70 نفر، اعم از آشپز، خدم و حشم به سیاحت در کشور های زیبا و خوش آب و هوا که احیانا دست دادن دختران چشم رنگی ونیمه برهنه آنان، جزئی از فرهنگشان است میپرداختنید بود.
نمیدونم چا بی دلیل! یاد سفرهای ناصر الدین شاه به فرنگ افتادم؟
در یکی و شاید چند تا از این سفر ها بود که لباس روحانیت رو از تنتون بیرون آوردین.آخه میگن لباس روحانیت دست و پا گیره و باهاش نمی شه خیلی کارا کرد.ای کاش اون موقعی که با اون زنان ایتالیایی مصاحفه میکردید هم لباس مقدس پیغمبر رو به تن نداشتید.

واین آزادی بیان ادامه دارد...
حاج حسین ۲۲/۱۱/۸۶